يكشنبه, 31 فروردين 1393 - Sunday 20th April 2014

مفهوم اقتصاد مقاومتی

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان

رحيم نادرعلي، اكبر جعفري

 اعضاي  حلقه صالحين  دانشكده علوم، دانشگاه اروميه

تعریف اقتصاد مقاومتی از جنبه سلبی و ایجابی آن از نکات بسیار مهم فرمایشات رهبری استبطوریکه دشمن، حوزه اقتصاد را به عنوان عاملی برای تهدید جمهوری اسلامی ایران انتخاب کرده است و هدف نظام سلطه در اقتصادی در همه بخش‌ها است. لذا بحث اقتصاد مقاومتی که حضرت آقا مطرح کرده‌اند به عنوان یک بحث میان‌رشته‌ای بین رشته مطالعات اقتصادی و مطالعات دفاعی نیازمند تحقیق و بررسی است.

در سالي که با نام حمايت از توليد ملي، کار و سرمايه ايراني مزين شده است، به اوج رسيدن فشارهاي ناشي از تحريم هاي اقتصادي بين المللي، اقتصاد کشور را در شرايط خاص قرار داده است و در اين شرايط راهبرد «اقتصاد مقاومتي» مطرح مي شود. با توجه به اين که اين راهبرد مختص شرايط فعلي اقتصاد ايران است و پيشينه و تجربه منطبق با شرايط حال حاضر کشور ما را در هيچ کجاي دنيا نداشته ضرورت تبيين و مولفه هاي اقتصاد مقاومتي بيش از پيش آشکار مي شود و نخستين سوال اين که تعريف ما از اقتصاد مقاومتي چيست؟

اقتصاد مقاومتي يعني تشخيص حوزه هاي فشار یا درشرایط کنونی تحریم و متعاقبا تلاش براي کنترل و بي اثر کردن و در شرايط آرماني تبديل چنين فشارهايي به فرصت ، که قطعا باور و مشارکت همگاني و اعمال مديريت هاي عقلايي و مدبرانه پيش شرط و الزام چنين موضوعي است. اقتصاد مقاومتي کاهش وابستگي ها و تاکيد روي مزيت هاي توليد داخل و تلاش براي خود اتکايي است.

و صد البته منظور از اقتصاد مقاومتی واقعی، یک اقتصاد مقاومتی فعال و پویاست نه یک اقتصاد منفعل و بسته چنانکه مقاومت برای دفع موانع پیشرفت و کوشش در مسیر حرکت و پیشرفت تعریف می‌شود. بنابراین مسئولان و اندیشمندان باید مراقب باشند در راه رسیدن به اقتصاد پویا در دام اقتصاد بسته و خود محور نیفتند. در واقع هدف در اقتصاد مقاومتی آن است که بر فشارها و ضربه‌های اقتصادی از سوی نیروهای متخاصم که سد راه پیشرفت جامعه است، غلبه کرد.

 

 

اقتصاد مقاومتي و رياضت اقتصادي:

این روزها در اخبار و محافل خبری وقتی بحث از بحران مالی اروپا می شد بحث سیاست ریاضت اقتصادی جزو بحث های غیر قابل گذشت و اجتناب است. برخی از مردم اقتصاد مقاومتی و ریاضت اقتصادی را یکی می دانند و یا تصور می کنند اقتصاد ریاضتی یکی از شاخه های اقتصاد مقاومتی است در حالی که این دو اصطلاح کاملا متفاوت بوده و هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند برای روشن شدن موضوع به شرح مفهوم ریاضت اقتصادی می پردازیم.

تعریف ریاضت اقتصادی

ریاضت اقتصادی به طرحی گفته می‌شود که دولت‌ها برای کاهش هزینه‌ها و رفع کسری بودجه، به کاهش و یا حذف ارائه برخی خدمات و مزایای عمومی دست می‌زنند. این طرح که به منظور مقابله با کسری بودجه توسط برخی دولت‌ها انجام می‌شود گاهی اوقات به افزایش میزان مالیات و افزایش دریافت وام‌ها و کمک‌های مالی خارجی می‌انجامد.

اینکه بر اقتصاد و شرایط بحران زده اش ریاضت و سختی تحمیل شود، در ظاهر اصلا کار خوشایندی به نظر نمی رسد، اما ، می تواند به بازیابی درازمدت اقتصاد کمک کند.اقتصاد رياضتي در بهترين شكل آن و در بحث رفتارهاي فردي گاها مي تواند به قناعت تحميلي نيز اطلاق شود. در صورتيكه اين امر از طريق دولت وبه صورت اجباري بر جامعه اي بكار برده شود رياضت اقتصادي است.بنابراین اگرچه اقتصاد ایران شاید ناچار شود در دراز مدت به سیاست های ریاضتی روی بیاورد، اما اقتصاد مقاومتی و ریاضت اقتصادی دو مفهوم جداگانه و مستقل است که به هیچ عنوان منجر به بروز یکدیگر نخواهند شد.

درک صحيح از تهاجم و تخاصم اقتصادي باعث شده که در چند سال گذشته تاکيدات مقام معظم رهبري روي حوزه اقتصاد باشد که در نامگذاري سال ها اين موضوع منعکس شد، بنابراين شرايطي که امروزه در محيط اقتصادي شاهديم ناشي از فشار تمام عيار و آشکار در اثرگذاري بر روي مقدرات اقتصادي توسط آمريکا و هم پيمانانش است که در اين مسير نقش محوري را صهيونيسم دارد.

فشار اصلي روي جريان درآمدي کشور (حوزه نفت) است که در اقتصاد ايران با غفلت و عدم تمرکز برخي از مسئولان کشور را به اين حوزه به شدت وابسته کرده است به گونه اي که در ۱۰سال اخير تاکنون روند وابستگي به درآمدهاي نفتي هر سال از سال قبل بيشتر شده که اين خود مي تواند آسيب پذيري را بيشتر و طمع را به منظور اعمال فشار بيشتر بر کشور افزايش دهد، از اين رو شاهديم که در ۳سال گذشته تاکنون کشور تحت فشار درآمدهاي نفتي و متعاقبا محدوديت در مبادلات پولي و چرخه درآمدي در سطح بين المللي بوده است و دنياي سلطه از تمامي ابزارهاي خود براي فشار اقتصادي استفاده کرده که البته در اين جا نقطه مثبت اين است که اگر اين مرحله را با قوت بگذرانيم، ترفند نظام سلطه را خنثي کرده ايم، بنابراين در اين فضا ضرورت مقاومت براي رد کردن فشارها و عبور از گردنه براي رسيدن به نقاط مثبت ملي نياز است و از همه مهم تر مسئولان در حوزه دولت و قوه مقننه بايد درک صحيح از چنين شرايطي را داشته و به دنبال اتخاذ روشي باشند که پيشرفت و تعالي کشور را به دنبال دارد.

بنابراين اقتصاد مقاومتي يعني تشخيص حوزه هاي فشار و متعاقبا تلاش براي کنترل و بي اثر کردن و در شرايط آرماني تبديل چنين فشارهايي به فرصت ، که قطعا باور و مشارکت همگاني و اعمال مديريت هاي عقلايي و مدبرانه پيش شرط و الزام چنين موضوعي است، اقتصاد مقاومتي کاهش وابستگي ها و تاکيد روي مزيت هاي توليد داخل و تلاش براي خوداتکايي است. کشورهاي غربي در زمان کنوني با اعمال فشارهاي سياسي سعي در تضعيف اقتصاد کشور از طريق فشار براي کاهش مبادلات خارجي دارند امابااقتصاد مقاومتي مي توان تحريم ها را خنثي وآسيب هاي اقتصادي ناشي از تحريم را کاهش داده و اقتصاد ايران را شکوفا ودر برابر فشارها مقاومت کرد .

در اين زمانه حساس و شرايط تحريم، براي تحقق اقتصاد مقاومتي که مد نظر رهبري معظم انقلاب است در گام اول بايد دست از شعار و حرف برداشت، همه بايد وارد ميدان شده و به جاي شعار دادن عمل کنيم. گام بعدي تحقق اقتصادمقاومتي کاهش وابستگي بودجه به نفت و به جاي آن استفاده ازرهنمودهاي نوروزي رهبرمعظم انقلاب اسلامي، يعني حمايت از توليد ملي در اولويت کاري است. به طور قطع با حفظ وحدت اجراي برنامه‌هاي کارشناسي شده و حمايت ازکار وتوليد داخلي مي‌توان اقتصادي مقاوم و پويا داشته و شرايط حساس کنوني رابا موفقيت پشت ‌سرگذاشت. دراقتصاد مقاومتي هدف استفاده از توان داخلي و مقاومت در مقابل تحريمها با ايجاد کمترين بحران است. مهمترين ابزار اقتصاد مقاومتي و مقابله با کارتل ها و دلالان اقتصادي دشمن، مردمي کردن اقتصاد مصرف و خريد توليدات داخلي بوسيله مردم است زيرارونق توليدوسرمايه گذاري درگرو استقبال آنها از توليدات داخلي است.

از ديگرراهکارهاي موفقيت اقتصادمقاومتي برنامه‌ريزي، تلاش، مديريت صحيح و مدبرانه و استفاده ازروشهاي علمي در اقتصاد کشور است و براي اين کار بايد شکاف موجود بين دانشگاهها با صنعت و زندگي مردم هر چه زودتر برطرف شود. در مجموع اقتصادي مقاومتي، پويا و فعال خواهدبود که به خارج از مرزها نظر داشته وبا يک برنامه‌ ريزي استراتژيک و راهبردي ضمن تلاش براي خودکفايي کشورصادرات ورقابت دربازارهاي جهاني راهم درافق برنامه هاي خودداشته باشد.

تجلي اقتصاد مقاومتي را درکوران دفاع مقدس مي توان مشاهده کرد. درشرايطي که استکبارجهاني جنگي تمام عياررا عليه مردم ايران به راه انداخت و درجبهه اقتصادي تفکر پوشالي محاصره اقتصادي رادنبال مي کرد. مردم باصبرومقاومت ضمن کاهش وابستگي خودکفايي وبالندگي ايران اسلامي رارقم زدند. درحال حاضر بازخواني و استفاده از تجربيات هشت سال دفاع مقدس در اقتصاد کشوربسيارموثروموجب خنثي شدن تحريمهاي دشمنان سلطه گر و نااميدکننده امريکا وغرب خواهد بود.

اقتصاد مقاومتی را می‌توان چهارگونه تعریف نمود و چهار الگو از آن یا تركیبی از همه‌ی آنها را در كشور به عنوان پروژه‌هایی ملی پیگیری كرد[1]. 


اقتصاد موازی


     تعریف اول از اقتصاد مقاومتی به مثابه‌ی «اقتصاد موازی» است؛ یعنی همان‌طور كه انقلاب اسلامی با توجه به نیاز خود به نهادهایی با روحیه و عملكرد انقلابی، اقدام به تأسیس نهادهایی مانند كمیته‌ی امداد، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران و بنیاد مسكن نمود، امروز نیز بایستی برای تأمین اهداف انقلاب، این پروژه را ادامه داده و تكمیل كند؛ چرا كه انقلاب اسلامی به اقتصاد مقاومتی و به نهادسازی‌های مقاومتی در اقتصاد نیاز دارد كه چه بسا ماهیتاً از عهده‌ی نهادهای رسمی اقتصادی برنمی‌آید. پس باید نهادهایی موازی برای این كارویژه ایجاد كند؛ یعنی ما در كشورمان به «اقتصاد پریم» نیاز داریم.


    این امر البته به معنای نفی نهادهای مرسوم نیست. كما اینكه اكنون ما همزمان از هر دو نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهاد ارتش جمهوری اسلامی برای دفاع از انقلاب بهره‌مندیم. البته این الگو در مدل‌های حكمرانی مرسوم در دنیا و اتفاقاً در كشورهایی كه از تجربه و توان حكمرانی بیشتری برخوردار باشند وجود دارد و این كشورها از نظام‌های چندلایه‌ی سیاستگزاری و اداره‌ی امور عمومی برخوردارند. به عنوان مثال می‌توانیم از حضور همزمان نهادهای دولتی، سازمان‌های مردم‌نهاد، خیریه و بنگاه‌های خصوصی در عرصه‌ی بهداشت و سلامت یا حتی در عرصه‌ی دفاعی و امنیتی كشورهای توسعه‌یافته‌ی غربی نام ببریم. البته مهم‌ترین مشكل این الگو این است كه حسب نیازهای خاص انقلاب اسلامی و در عرصه‌ی اجرا با سؤالات نوینی روبه‌‌رو خواهد بود، زیرا مثلاً هیچ تصوری از ،بانك مركزی موازی،در یك كشور و سامان‌بخشی به عرصه‌ی پولی- مالی كشور در دو لایه‌ی دولتی و عمومی وجود ندارد. ‌اما باز هم منطقاً نمی‌توان این الگو را در زمره‌ی مدل‌های اداره‌نشدنی و غیرمعقول به حساب آورد.

 

 

اقتصاد ترمیمی


تعریف دوم از اقتصاد مقاومتی عبارت از اقتصادی است كه در پی ،مقاوم‌سازی، آسیب‌زدایی، خلل‌گیری و ترمیم ساختارها و نهادهای فرسوده و ناكارآمد موجود اقتصادی است. یعنی اگر در رویكرد قبلی می‌گفتیم كه فلان نهاد نمی‌تواند انتظارات ما را برآورده كند، در رویكرد جدید به دنبال آن هستیم كه با بازتعریف سیاست‌های نهادهای موجود، كاری كنیم كه انتظارات ما را برآورند. مثلاً در این تعریف، ما از بانك مركزی یا وزارت بازرگانی می‌خواهیم كه كانون‌های ضعف و بحران را در نظام اقتصادی كشور شناسایی كنند و خود را بر اساس شرایط جدید اقتصادی، تحریم‌ها یا نیازهای انقلاب اسلامی بازتعریف نمایند و در نتیجه عملكردی جهادی ارائه دهند. در مقام تمثیل می‌توان گفت این كار شبیه همان كاری است كه پتروس فداكار با فروبردن انگشت خود در تَرَك دیواره‌ی سد انجام داد؛ یعنی باید ترك‌های ساختاری دیوار نهادهای اقتصادی را ترمیم كنیم. این مسأله یعنی ترمیم و مقاوم‌سازی ساختارهای اجرایی و اداری كشور حسب نیازهای مختلف و مقتضیات زمان و مكان هم امری دور از ذهن نیست. كشورهای توسعه‌یافته نیز در برهه‌هایی از تاریخ اقتصادی خود، مجبور به مقاوم‌سازی ساختارهای اقتصادی شدند. مثلاً غرب پس از دو شوك نفتی ۱۹۷۹ و ۱۹۸۳ میلادی، اقدام به جایگزینی سوخت‌های فسیلی با سایر سوخت‌های نوین كرد؛ به‌طوری كه امروزه با قیمت‌های بالای یك‌صد دلار نیز دچار شوك نفتی نمی‌شود. با این توضیحات ما امروز فقط نیازمند عزمی ملی برای اجرای این پروژه‌ی ملی و ارزشی هستیم.

اقتصاد دفاعی


تعریف سوم از اقتصاد مقاومتی، متوجه هجمه‌شناسی،‌ آفندشناسی و پدافندشناسی ما در برابر آن هجمه است. یعنی ما باید ابتدا بررسی كنیم كه مخالفان ما حمله به اقتصاد ایران و اخلال در آن را چگونه و با چه ابزارهایی صورت می‌دهند. بنابراین وقتی به اقتصاد مقاومتی دست یافته‌ایم كه ابزارها و شیوه‌های هجمه‌ی دشمن را پیشاپیش شناخته باشیم و بر اساس آنها استراتژی مقاومت خود را علیه آنان تدوین و اجرا كنیم. بدیهی است تا آفند دشمن شناخته نشود، مقاومت متناسب با آن نیز طراحی و اجرا نخواهد شد.

 


اقتصاد الگو


چهارمین تعریف نیز این است كه اساساً اقتصاد مقاومتی یك رویكرد كوتاه‌مدت سلبی و اقدامی صرفاً پدافندی نیست؛ بر خلاف سه تعریف قبلی كه اقتصاد مقاومتی را یا پدافندی یا كوتاه‌مدت می‌دانستند، این رویكرد چشم‌اندازی كلان به اقتصاد جمهوری اسلامی ایران دارد و یك اقدام بلندمدت را شامل می‌شود. این تعریف هم كه به نظر می‌رسد دور از دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب نیست، رویكردی ایجابی و دوراندیشانه دارد. در این رویكرد، ما در پی اقتصاد ایده‌آلیهستیم كه هم اسلامی باشد و هم ما را به جایگاه اقتصاد اول منطقه برساند؛ اقتصادی كه برای جهان اسلام الهام‌بخش و كارآمد بوده و زمینه‌ساز تشكیل تمدن بزرگ اسلامیباشد. بدین معنا اساساً در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت،‌ یكی از مؤلفه‌های مهم الگو می‌باید متضمن مقاومت و تحقق آن باشد. در این مقوله است كه اقتصاد مقاومتی مشتمل بر اقتصاد كارآفرینی و ریسك‌پذیری و نوآوری می‌شود.

البته همه‌ی این چهار تعریف از اقتصاد مقاومتی به نوعی با هم رابطه‌ی «عموم و خصوص مِن‌وجه» دارند،‌ منتها برخی كوتاه‌مدت و برخی بلندمدت هستند و البته تركیبی از استراتژی‌های مطلوب را نیز برایمان به تصویر می‌كشند.

[1] عادل پیغامی، استاد اقتصاد و عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق علیه‌السلامدوشنبه 9 مرداد 1391بخش: سیاسی، اجتماعی، بین الملل، فرهنگ، اقتصادی، اخبار دی نیوز

کلیه حقوق سایت برای سازمان اساتید کشور محفوظ می باشد.